انسانم آرزوست

+ يادت هست...(به مناسبت انفجار حسنيه سيدالشهدا)

دوشنبه 26 فروردين 1387 <*NoteTime:2*>

 




پروردگارا!
درود فرست بر حسن بن علي العسکري که نيکوکار و پرهيزگار و صادق و وفادار بود، فروزنده و خزينه‌دار علم تو و يادآورنده مقام توحيد و يکتايي...
پروردگارا!
درود فرست بر آن امام... بر آن پيشواي مؤمنان...


آن‌جا را مي‌بيني! اگر نمي‌بيني تا نشانت دهم... آن جا در دوردست‌ها گنبدي پيداست که نور آن آسمان‌ها و زمين را پر کرده‌است.
اگر نمي‌بيني تا بيشتر بگويم! چشمانت را ببند... با قلبت ببين... ببين چگونه بَرِ امام، تابوت فرزندانش را به هديه آورده‌اند. فرزندان حسين را، فرزندان رسولا خدا را، فرزندان آخرالزماني صاحب‌زمانمان را. ببين چگونه نور، از آسمان‌ها و زمين مي‌بارد. ببين چگونه خون به مهماني خورشيد رفته‌است. ببين چگونه خورشيد، لاله‌ها را در بر گرفته‌است. ببين چگونه مي‌زيند آن مردان عاشق، آن جواناني که در بَرِ مولايشان عند ربهم يرزقونشان را شروع کرده‌اند. ببين چگونه به پاسداري از خون مولايشان برخاسته‌اند.
حال چشمانت را ببند...! فقط بشنو... بشنو که چگونه «يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». بشنو زماني را که يازدهمين نور به دنيا آمد. نام او را حسن نهادند. زيبا کننده زيباييها، نيکو کننده نيکوها. بشنو چگونه خواستند نور پدرش را خاموش کننداما خداون نوري بر نورها افزود که «نورٌ علي نور» و وقتي خواستند نور او را خاموش کنند، خدا نيز نورش را هدايتگر قرار داد که «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ». آري خداوند اينگونه مثل مي‌زند «وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».


يادت هست... يادت هست زماني را که خواستند دوباره نور خدا را خاموش کنند. يادت هست...! يادت هست که انفجاري بر سر انفجاري ديگر نهادند.... نمي‌دانستند که اگر نور را منفجر کنند همه جا را مي‌گيرد و ظلمات جهلشان را به نابودي مي‌کشاند.
يادت هست آن نور را و آن گنبد را نشانت دادم...
بويي به مشام مي‌رسد!!! آيا مي‌شنوي؟؟؟ اين چه عطري است. بوي سيب مي‌آيد... نمي‌دانم چگونه است بوي سيب بوي مظلوميت مي‌دهد.


يادت هست...! ديروز بود که گفتند. ببين چگونه بَرِ امام، تابوت فرزندانش را مي‌برند. حال دوباره ببين... ببين... چگونه نور، آسمان‌ها و زمين را پر کرده‌است...


حال بشنو تا بگويم بويي که به مشامت مي‌رسد از چيست... اين عطرِ انفجار است بوي اين عطر را امروز مي‌توان در همه جهان اسلام حس کرد.


واغربتا که در روز تولد مولاي مظلوممان، همانطور که گنبدش را منفجر کردند، فرزندانش را نيز به خاک و خون کشاندند... که البته فرزندانش فداي خاک پايش.


نوشته شده توسط :

نظرات ديگران [ نظر]


+ بسم الله ...

يکشنبه 28 بهمن 1386 <*NoteTime:2*>

ما هم اومديم که ان شاء الله يه چيزايي بنويسيم بدرد خلق بخوره.
حالا برا شروع اينو که از سايت اسراء(مؤسسه نشر آثار علامه جوادي آملي( گرفتم بخونيد.
نشست و برخاستى که عالمانه و زاهدانه نبوده و در مدار تعليم و
تعلّم نباشد روا نيست. کسى که بخواهد رشد کند، بايد مواظب نشست و برخاست خود باشد
.
کسى که در مجلسى بنشيند و درآن علمى فرا نگيرد،حقّ آن مجلس را ادا نکرده و به همان نسبت از خدا دور شده است، بنابراين، در ديد و بازديدها و جلساتى که سود علمى و معنوى ندارد بايد نشست‌ها کوتاه شود. البته اگر جلسه، عالمانه و در آن، مسائل علمى و سودمند مطرح است انسان هرچه بنشيند رواست.


نوشته شده توسط :

نظرات ديگران [ نظر]